تبلیغات
My Virtual World - HERALD : the Final War in 5th Millennium - Persian - Part 1
چهارشنبه 5 خرداد 1389

HERALD : the Final War in 5th Millennium - Persian - Part 1

   نوشته شده توسط: وحید معصومی    نوع مطلب :HERALD (Persian) : the Final War in 5th Millennium ،

Here is the Persian version of "Herald"
A story with more than 1500 pages.
For the first time on Web, it begins with the last chapter.

"Alaska : Contact at the Last Pace of the Civilization"

ویکتور مورانو

                    اسلام و هرالدیسم : برخورد در آخرین گام تمدن

 

امپراطوری هرالدیستی امریکا آلاسکا -  اکتبر 4550 بعد از میلاد

هرالد و «اشتفان اشتهایزِر» در «بهشت یخ زده» - آلاسکا اقامت کرده و شخص اول حکومت هرالدیستی یعنی همان «ویکتور» مستقیماً فرماندهی جنگ را به عهده گرفته است. «اِشتهایزر» به سختی نگران و از هم پاشیده است و در فکر بیمارگونه ی خویش دشمنی با پیشوای خود را تقویت می کند.

در این قسمت از کتاب بیشتر از نوشته های «اشتهایزر» استفاده کردم چرا که نقاط منفی هرالدیسم را به خوبی مورد نقد قرار داده است، از حزب ناراضی است و در پی چاره می گردد.

«نمی دانم چه کنم و چگونه راه چاره ای پیدا کنم، ویکتور بر رفتار خود تسلط ندارد و آینده بسیار تاریک و ناامید کننده به نظر می رسد. کتاب های «جیمز چاک» *James Schack را پیوسته ورق می زنم تا شاید معجزه ای رخ دهد اما دریغ از جرقه ای ناچیز. آه! که تمام راه را اشتباه آمده ایم و این ملت شکوهمند اشاره به ملت چند صد میلیونی ایالات متحده ی امریکا نیروی H را نخواهند بخشید».

یادداشت های این هرالدیست پریشان حال به درستی وضعیت شرم آور همفکران اش را به تصویر می کشد. سربازان «اِچ» در کناره های خلیج پر خروش «نورتون» -  Norton- صف آرایی می کردند و هیاهو و غریو مسلمین از «آنادیر»Anadir    (روسیه) آنجا را به لرزه در می آورد. ماجرای شهر «آنادیر» - نواحی مرز امریکای شمالی (شمال غرب) و روسیه (شمال شرق) و مناطق اطراف آن از نظر تاریخ شناسی منحصر بفرد و بسیار شگفت انگیز می باشد. «ساما» به گونه ای وارد عملیات شد که حافظه ی چند هزار ساله ی تمدن بشری مثالی از آن سراغ نداشت. به منظور استقرار نیرو ها و تجهیزات، گزینه ی مسلمین همانا در اختیار گرفتن شهر «آنادیر» واقع در منتها إلیه شمال شرقی روسیه امپراطوری «پاواکیناش»8 - بود. در حالی که روسیه ی «پاواریستی»9 در اوج قله ی اقتدار و استحکام قرار داشت و طرح چنین پیشنهادی از طرف جهان اسلام به روس های متعصب حقیقتاً خطرناک به نظر می رسید. رهبران جهان اسلام به اجماع فکری رسیده بودند که از هر طریق ممکن نظر مثبت روس ها را جلب کنند. «توکِتِه زاباتور» - فرمانده گردان 38 روبوتکِ10 «ساما» - که 515 واحد آدمواره (روبات) ی جنگجو در اختیار داشت عضو هیأت اعزامی به مسکو بود. «زاباتور» از طرف مادر خود با مغول ها نسبت داشت و با رفتار روس ها مأنوس بود. گروه مسافر مسکو 18 نفر از سران و فرماندهان مسلمان بودند و پیشنهاد نخست آنها شهر «آنادیر» نبود. «آرمان پولادگر» از مشهورترین مورّخین ایرانی مسلمان که از بخت مساعد همراه بزرگان بود، چنین می نگارد : «به تختگاه امپراطوری هزار ملّت وارد شدیم. ای کاش و صد کاش که «هرالد» اینجا را زیارت می نمود تا شاید در تصمیمات سیاسی خویش عظمت و قدرت واقعی روس ها را در نظر آوَرَد و مسیر تاریخ تغییر یابد. سرگشته و سرگردان این تمدن نامحدود و جغرافیای نامحصور گشته ام. هر امتی که با «پاوار» ها به جنگ برخیزد از صحنه ی روزگار محو می شود. ما قصد داریم «هرالدیسمِ» امریکایی را نابود کنیم اما در مورد «پاواریسمِ» روسی داستان متفاوت خواهد بود».

نکته ی قابل توجه بی پروایی و جسارت تحسین برانگیزِ «پولادگر» است که ذهن هر مخاطبی را جلب می کند. وی آشکارا و بی پرده از «پاواریسم» و «پاواکین» ها اعلام برائت می نماید و نبرد میان جهان اسلام و امپراطوری کهکشانی روسیه را به عنوان یک فرضیه در لابلای نوشته های خود پنهان می سازد. وی در ادامه اضافه می کند: «اختلاف بین روس ها و امریکایی ها پیشینه ای چند هزار ساله دارد و این همان برگ تک خال ماست که بالاخره نتیجه ی پایان بازی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. افسانه ی عملیات «یخ شکن ها» ، «سوژِنکو» [روسیه] و «اسکرِیپر» [امریکا] و شکست خجالت آور هموطنان «هرالد» در یاد ها ماندگار گشته و پاوار ها را بر آن داشته که ضربه ی نهایی را بر پیکر در هم شکسته ی دشمن [امریکا و هرالدیسم] وارد کنند.

خورشید سپیده دم همه جا را نورافشانی کرده و من از جا برخاستم. وای که این گویش روسی گوشم را مثل مته می خراشد. زبانِ [روسی] سخت و بد صدایی است. «حسین بِن جوران»11 به آن تسلّط دارد و مداوم فخر آن را می فروشد. «زاباتور» هر گوشه ای به دنبال همزبانانِ مغول خود جستجو می کند. و من [پولادگر] در پی «آذری» ها هستم».

طبق نوشته های معتبر «پولادگر» افراد مهم گروه این ها بودند: «1.«محمدالجابر»،2.«یوسف داغ داش»، 3. «جلال شاهین لو»، 4.«عُمر ظَراطِه»، 5. «میثم شَعیلات»12 و دیگران دستیاران و کارداران آنها

محسوب می شدند». بهتر می دانم که ادامه ی داستان را از کتاب مرجعِ «هرالد و اسلام»13 اثر جاویدان «آ. پولادگر» نقل کنم: «در میان ما البته «حامدالجابر»14 هم حضور داشت که درباره ی وی مفصّل شرح خواهم داد که حکایت این «الجابر» ها بسیار شنیدنی است. بر خلاف مفهوم خشن نام شان [الجابر (عربی) = ستمگر (فارسی)] آدم هایی خونسرد، پرطاقت، بسیار مهربان و خوش رفتار هستند و نمونه هایی کامل به عنوان سرداران غرورآفرین سپاه اسلام به شمار می آیند. «حامد» از میانه ی راه همراه «محمد» شد و در قضیه ی توطئه ی داخلی عربستان [در «ریاض»] به یاری برادر خود برخاست».

بیست و دوم فوریه 4546 دوره ی دیدار های سرنوشت ساز مسلمین با روس ها آغاز شده و کیف های پر از اسکناس در رفت و آمدند. آب و هوا خوشایند است و برخورد «بوریس پاواکین»15 [امپراطور روسیه] محترمانه به نظر می رسد. «میثم شَعیلات» می نویسد: «شخص امپراطور [روسیه] به ما لطف مضاعف دارد و سفر خویش را لغو کرده و وقت را به مسلمین اختصاص داده است. قلبم مملوء از شادمانی شده و حضور پیامبر اکرم (ص) را با تمام وجود حس می کنم. روند گفتگو ها رضایت بخش است و «پاواکین» در پی انتقام کِشی از هرالدیست ها می باشد».

«بوریس» مقتدر تنفّر و انزجار ویژه ای نسبت به حزب «هرالد» نشان می داد و به هر شکلی به دنبال دستاویزی جهت تجاوز به مرز های امریکا می جُست. وی به «جلال شاهین لو» گفته بود: «در آرزوی آن لحظه ای هستم که با دستانم گردن «ویکتور» را خرد کنم!». این سخن از یک مسلمان راستگو نقل شده و میزان خصومت روس ها با امریکایی ها را به روشنی مشخص می نماید.

در حقیقت روس ها نمی خواستند بی قید و شرط و با روی گشاده با مسلمین دست به همکاری زنند بلکه بالعکس بر آن شده بودند که با طرح خاصی به معامله با ایشان بپردازند. «آرچیبالد هاردِن»16 که در آن زمان در «لوس آنجلس» [جنوب غربی امریکا] به سر می برد، می نویسد: «این نادان زورگو اشاره به «بوریس پاواکین» - به این سادگی با «ساما» کنار نخواهد آمد و ایشان را با روش های مخصوص به خود اذیّت و آزار خواهد کرد». درست است که «هاردن» ها سربازان خوبی هستند اما در محیط سیاست حرفی برای گفتن ندارند چرا که مسافران مسلمان با چنان مشکلات شدیدی روبرو نشدند.

«ج. شاهین لو» از جریان ملاقات ها رضایت خاطر نداشت و کاسه ی صبرش سرریز شده بود: «نمی دانم چرا روس ها صریح و بی پرده شرایط خود را بیان نمی کنند تا کار به نتیجه ای برسد. امور حسابداری و مدیریت بودجه ریزیِ چنین طرح عظیمی اشاره به طرح «دروازه های بهشت» - کمر


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر