تبلیغات
My Virtual World - ویکتور مورانو : 22 آگوست 4543 میلادی – ایندیاناپلیس – امریکا

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

ویکتور مورانو

هرالدیسم و هزاره پنجم میلادی

 

22 آگوست 4543 میلادی – ایندیاناپلیس – امریکا

 

«ارتش خیانت کرده است!!!»، این جمله ای است که همه جا به گوش می رسد و هر رهگذری آن را تکرار می کند. پرسش این است که چرا «ارتش» با «هرالدیست» ها Heraldist همکاری کرد و دولت جمهوری (مک فلوید) را تنها گذاشت. سران و فرماندهان عالی رتبه ی نظامی به چه علّت به فرهنگ چند هزار ساله ی جمهوری در امریکا، پشت کردند و به هواداران امپراطوری «هرالد» HERALD - «ویکتور مورانو» - دست یاری دادند؟ پرسش ها فراوان و پاسخ ها بسیار اندک است. «کوین راکستر» -


* بروز رسانی شد به «ادامه مطلب» توجه فرمایید *


 «کوین راکستر» - نفر دوم حزب هرالدیسم و دست راست امپراطور [امریکا] از همه پرکار تر نشان می دهد. وی به «میشیگان» می رود تا با سران سازمان ها و گروه های مخالف جمهوری در آنجا دیدار نماید. اعضای «شورای 17» - هسته ی مرکزی هرالدیست ها که «هفده» مهره ی اصلی حزب و حکومت در آن عضویت داشتند. به نقاط دوردست کشور سفر کردند تا مقاومت مخالفین و جمهوری خواهان را در هم بشکنند. «راسل وایت واتر» - سرفرمانده ی کل ارتش هرالدیستی امریکا با تمام توان تلاش می کرد تا ارتش را تا حد امکان، تحت فرمان «ویکتور» قرار دهد. در مسیر به قدرت رسیدن هواداران امپراطور، لازم بود تا ارتش به شکلی تمام عیار با نیروهای جمهوری خواه روبرو گردد. موج پایداری و مقاومت ضد هرالدیسم بسیار گسترده بود و این در حالی بود که «مارک هربرت» رهبری ایشان را به عهده گرفته بود. در شرایطی که «مک فلوید» - واپسین رئیس جمهور قانونی امریکا و

بیشتر هیأت وزیران وی به همراه 80 تن از نزدیکان شان، به انگلیس گریخته بودند، چاره ای به غیر از برگزیدن یک فرمانده ی تازه برای هدایت قوای ضد هرالدیسم در دست معترضین قرار نداشت. «مک فلوید» در فهرست «خائنین» در جایگاه نخست دیده می شد و نمی توان هیچ عذر و بهانه ای در مورد فرار او از امریکا، در نظر گرفت. دلایل فروپاشی دولت جمهوری در ایالات متحده و علّت های عدم پشتیبانی نیروهای مسلّح وابسته به آن، فراوان است.

نخست، آن که حکومت جمهوری امریکا در برابر امپراطوری شکست ناپذیر روسیه سلسله ی شاهنشاهی خاندان «پاواکین» - از موقعیت بسیار ضعیفی برخوردار بود و طی چند جنگ متوالی، روس ها به عنوان برنده ی قاطع میدان های نبرد، شناخته می شدند. پیروزی ها و مؤفقیت های متداوم روس ها در مرزهای آسیایی و اروپایی از یک طرف و ظهور پر افتخار «جهان اسلام» در خاورمیانه، شمال افریقا و جنوب شرقی آسیا، آبرو و حیثیت امریکایی ها در صحنه ی جهانی از بین برده بود. رژیم به اصطلاح جمهوری امریکا با حضور 2 ابر قدرت جدی در سیاست بین الملل مواجه بود و توان دست و پنجه نرم کردن با آنها را نداشت.  در چنین محیط آشفته ای بود که «ویکتور» و پیروان اش با اندیشه ی ایجاد یک «رستاخیز» در تاریخ تمدن امریکا، به پا خاستند و طومار نظام جمهوری را در هم پیچیدند.

«اشتفان اشتهایزر» - وزیر امور خارجه ی هرالدیست ها در وبلاگ شخصی خود با عنوان «درود بر امپراطور» می نویسد: «زمانی که «نیکلای» (فرمانروای وقت روسیه) و «پاوار» ها بر حدود یک سوم کره ی زمین حکومت می کنند اشاره به امپراطوری پاواریستی روسیه (شامل ملّت های «تابعه» [ملّت های آسیای مرکزی] چطور انتظار دارید که امریکایی ها، تشکیلات شرم آور «مک فلوید» را بپذیرند؟ ای دوستان من! بیایید مانند عقاب ها (هرالدیست ها) بال بگشاییم و حکومت موش ها (جمهوری خواهان) را نابود سازیم!

اما واقعیت در خیابان ها، چهره ی دیگری داشت. «قتل عام» و کشتار دسته جمعی در جریان بود و در حقیقت، هرالدیست های دیوانه دست به «نسل کشی» زده بودند و یک «پاک سازی عمومی» به راه انداخته بودند. «ایندیاناپلیس» - زادگاه امپراطور - هم مانند بسیاری از شهرهای دیگر در آتش می سوخت و به عبارتی فاجعه از حد فاجعه گذشته بود. تغییر حکومت به روش هرالدیست ها بسیار قابل توجه است. تفاوت مفهوم «انقلاب» و «کودتا» در این مقطع تاریخی، خود را نمایان می سازد. «جاناتن پِرِی» Jonathan Prey مرد شماره شش شورای هفده هرالدیسم و وزیر ارتباطات امپراطوری امریکا در کتاب «نهضت ویکتور : انقلاب یا کودتا» می نویسد: «همراهان حزبی من بر این باورند که ما با یک «انقلاب» مردمی روبرو هستیم و این اکثریت جامعه ی کشور است که خواستار حذف نظام جمهوری و استقرار حکومت امپراطوری می باشد».            

 

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر